یا حسین

اگر کشتن چرا آبت ندادن
چرا زان در نایابت ندادن

اگر کشتن چرا خاکت نکردن
کفن بر جسم صد چاک نکردن

اگر کشتن چرا مویت کشیدن
چو گرگان پنجه بر رویت کشیدن

برادر جان سلیمان زمانی
چرا انگشت و انگشتر نداری

چرا بر تن برادر سر نداری
بمیرم من مگر مادر نداری

 


/ 21 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فائزه

دانمت به حقیقت که در جهان به که مانی جهان و هرچه در او هست صورتند و تو جانی به پای خویشتن آیند عاشقان به کمندت که هر که را تو بگیری ز خویشتن برهانی مرا مپرس که چونی به هر صفت که تو خواهی مرا مگوی که چه نامی به هر لقب که تو خوانی چنان به نظره اول ز شخص می‌ببری دل که باز می‌نتواند گرفت نظره ثانی تو پرده پیش گرفتی و ز اشتیاق جمالت ز پرده‌ها به درافتاد رازهای نهانی بر آتش تو نشستیم و دود شوق برآمد تو ساعتی ننشستی که آتشی بنشانی چو پیش خاطرم آید خیال صورت خوبت ندانمت که چه گویم ز اختلاف معانی :: سعدی :: ...........................

marzieh

سالم. آپم [گل] خوشحال میشم بهم سر بزنی[لبخند]

ارزو

عارفی را گفتند: دنیا را چگونه می بینی؟ گفت: آنچنان که بدون رضایت من برگی از درخت نمی افتد!! گفتند : مگر تو خدایی؟ گفت : نه! راضی ام به رضای خدا....

دعادست

عجب سوزی داره این شعر.. زنده باشی..

حریم جزیره عشق

ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛ گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد ! هنگـــامـــی گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛ کـــه دریـــده شـــده ایــــم ...

دانیال

زیبابودلینک شدی عزیزم بلینک منو[گل]

حریم جزیره عشق

پاییز ثانیه ثانیه می گذرد یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه تمام برگهای رقصان پاییز برایت ارزوهای خوب دارد عمرت یلدایی دلت دریایی روزگارت بهاری یلدایت مبارک

شایان

از لطف همیشگیت ممنونم السا جان.[گل]

شایان

از لطف همیشگیت ممنونم السا جان.[گل]